|
|
|
|
|
سلام دوستان روز خوش! تصميم گرفته ام خوشحال باشم! همينجوري! البته اميدوارم بتوانم روي اين تصميم بمانم. ديروز خوشحال بودم رسيدم خونه ناهار رو خوردم رفتم بالكن.فكر مي كردمتميز كردنش نهايت نيم ساعت ميخواد تازه كتري رو هم گذاشتم روي اجاق كه تموم كه شدم برم چاي بخورم اما يك و نيم ساعت تو بالكن بودم و نهايتا يك بالكن تميز و مرتب ايجاد كردم!! راستش وقتي تميز كردن بالكن به ذهنم رسيد ياد اون تيكه كتاب راز افتادم كه ميگفت يكي ميخواست همسر خوبي پيدا كنه و پيدا نميكرد به اين نتيجه ميرسه كه شرايط رو مهيا كنه مثلا نصف كمدش رو خالي مي كنه براي لباسهاي همسر و يك طرف تخت مي خوابه و اينا تا اينكه در عرض يه هفته همسره پيدا ميشه! منم گفتم اگه براي خونه مشتري بياد نياز هست كه بالكن رو هم ببينه به هم ريخته هم كه آبروريزيه! شايد عجيب باشه ولي.... بلافاصله كه تميز كردن بالكن تموم شد آقاي همسر رسيد.د.ست داشتم وقتي مياد كارم تموم شده باشه كه شده بود! جذب اول! يه طالبي خورديم اون رفت پايين ماشينو بشوره من رفتم حموم.دوست داشتم قبل از اومدنش از حموم دراومده باشم.دقيقا بيرون آمدن من همان و رسيدن آقاي همسر همان! جذب دوم! و مهمتر! همان لحظه از بنگاه زنگ زدن كه يه عروس داماد ميخوان بيان خونه رو ببينن.اينم جذب اصلي! يعني يه خوشحالي خودخواسته و خنديدن از اول صبح ديروز اينهمه چيز مثبت برام آورد! چرا خوشحال نباشم پس؟ ما آپارتمان رو يه خرده گرونتر از مقدار رايجش گفتيم البته.خب آپارتمان ما خيلي مزايا داره الكي نيست.هرچي خدا صلاح بدونه انشاا... يا يه خونه بزرگتر پيدا مي كنيم اينو ميفروشيم يا يه خونه نقلي ديگه ميخريم ميديم دست مستاجر.هرچي خدا بخواد! امروز هم كه كلي سوژه براي خنده داشتيم توي اتاق.خدا اين خانم ر رو هميشه سالم نگه داره انرژي اتاقه! آوردن كارت شهر بازي دادن براي هر نفر سهميه 8 نفر.... روش چند تا وسيله بازي نوشته خانم ر داشت اداي تجسم شده همكاران رو روي مثلا مري كوراند در مي آورد كلي خنديديم.به مري كوراند هم مي گفت مري گورو! اگه همكاران رو ميشناختين توضيح ميدادم چه كار مي كرد مثلا براي همكار چاق افسرده تجسم آبشار مي كرد.... بعد قرار شد براي صرفه جويي در تكان خوردن وسايل مورد نياز رو به هم پرتاب كنيم.خيلي عالي بود پرونده بود كه توي اتاق شناور شده بود.... نميدونين كه اينجا محل تفريح ماست نه محل كار ما! برميداريم اصطلاحات تركي رو كلمه به كلمه به فارسي ترجمه مي كنيم آي خنده دار ميشه! اونا كه تركي بلدن مي تونن تجسم كنن مثلا ميگيم فلاني سر مرتت بازه؟ يا فلاني از خودش خارج شده! كلا به لهجه غليظ تركي فارسي حرف مي زنيم از حرفهاي اضافه تركي استفاده مي كنيم و كيف مي كنيم! من هيچوقت تلاش نكرده ام لهجه نداشته باشم.هميشه دوست دارم تا دهانم رو باز كردم همه بفهمن تركم! امروز ميريم ولايت.جبراني اولين جمعه ماه تير هم پس فردا خونه خواهر وسطي!
داخلی هامون تغییر کرد.راستش من از روز اولی که اومدم این اداره همش شماره داخلیم عددهای اول ناجور بودن : ۴۱۷ ٬ ۵۲۹ ٬ ۲۹۳ و ۴۱۱ ! این بار شدم ۴۲۲! به سلامتی یه عدد زوج نصیبمون شد! من از عددهای فرد خوشم نمیاد! راستی بعضی عددها هستن که دوستشون دارم مثل ۲ ٬ ۴ ٬ ۲۵ ٬ ۳۶ و البته ۲۰!! کلا مجذور کاملها رو دوست دارم وقتی توی مساله ای ظاهر می شدن که توان ۲ داشت مطمئن می شدی که درست رفتی.... بازی : شما چه عددهایی رو دوست دارید؟چرا؟
براي آذين موبايل خريدن.رابطه شون – برادر بزرگتر و خانمش – نسبتا خوبه.براي سروين هم دوچرخه.چقدر من آذيني هستم !! = آذينو دوست دارم!
دوست عزيز كه از من پرسيدين در مورد تبريز اطلاعات بدم اگر ممكنه بهم بين محل اقامتتون كدوم سمت شهره تا راحتتر بتونم كمك كنم! هر كمكي از دستم بربياد!قول!
خدايا شكر! كه دو روز است هيچ محركي خوشحالي ام را خراب نكرده! خدايا شكر! كه خونه داريم! ميخوايم بزرگترش رو بخريم. خدايا شكر! كه رابطه مون خوبه خوشحاليم! خدايا شكر! خيلي شكر! كائنات! ما ماشينمونو نمي فروشيم اوكي؟ آپارتماني پيدا مي كنيم كه عاليه عين اوني كه ميخوايم منظريه هست آسانسور داره دوتا اتاق خواب و شمالي جنوبيه قشنگ و دلبازه كابينتش دقيقا همونه كه من دوست دارم! اوكي؟ ببين كائنات جونم! يه خرده پول دستمون مي مونه كه فضا كه بزرگتر شد دكوراسيونش رو تهيه كنيم اوكي؟ ببين! يادت نره ها ما ماشينو نمي فروشيم.مرسي دستت درد نكنه! اصلا ميدوني چيه؟ ازت ميخوام همون آپارتمان كوچه كندو رو بريم ببينيم متوجه شيم عين تصويريه كه تو ذهنمونه.بعد بريم معامله كنيم! ميدوني كه لازمه خونه مون به همون قيمت كه گفتيم فروخته بشه! هرگلي زدي به سر خودت زدي خلاصه ديگه! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت توسط گلي
|
|
||